تنبيه کودک توسط والدين از منظر حقوق اسلام
مقدمه
متأسفانه گاه گاهي ديده ميشود: بعضي از پدران و مادران نسبت به فرزندانشان فقط و فقط حقوق خودشان را مينگرند و با اين باورند که: فرزند يعني خادم پدر و مادر و بس. اما آنان در قبال فرزندان شان چه مسئوليتي دارند. هيچ گونه توجه و دقتي در اين راستا ندارند.
در حالي که از نظر اسلام همان گونه که والدين بر اولاد حقوقي دارند، اولاد نيز بر والدين حقوقي همچون: انتخاب مادر شايسته، نام نيکو، آموزش خواندن و نوشتن، آموزش قرآن، انتخاب همسر و از همه قابل توجهتر، تربيت صحيح و ... دارند که بر آن دو تاست رعايت دقيق آنها.
ناگفته پيداست که بحث «تربيت» از مباحثي است که شاخهها و فروعات بسياري را در بر دارد که تحقيق و بررسي در هر زاويه آن مجال زيادي را ميطلبد. از آن فروعات بحث «روشها و شيوههاي تربيتي» است که والدين بايد در «تربيت» کودک و فرزندان خود از آن روشها بهره کامل گرفته و آنها را مورد عمل و دقت قرار دهند.
ما در اين مقاله و تحقيق بر آنيم که «تنبيه کودک توسط والدين» را (که في الجمله يکي از روشهاي تربيتي است) از نظر حقوق اسلام مورد تحقيق و بررسي قرار بدهيم.
ارتباط تنبيه با تربيت
اگر بخواهيم به ارتباط تنبيه با تربيت پي ببريم به ناگزير بايد نخست حقيقت اين دو واژه را مورد بررسي قرار بدهيم و آنگاه سخن از ارتباط اين دو به ميان آوريم.
تربيت
واژه «تربيت» مصدر باب تفعيل از ماده «ربي يربو» به معناي رشد است. پس «تربيت» يعني رشد دادن. در تعريف تربيت با مفهوم گسترده آن ميتوان گفت: «تربيت عبارت است از: رشد دادن و يا فراهم کردن زمينه رشد و شکوفايي استعدادها و به فعاليت رساندن قواي نهفته يک موجود.»
بنابر اين، تربيت به انسان اختصاص ندارد و در مورد هر موجودي که قابليت رشد داشته باشد، صادق است. هم چنان که هرگاه در مورد انسان به کار برده شود کليه ابعاد وجودي وي را نيز شامل ميگردد.1
از موارد استعمال اين واژه در قرآن چنين بر ميآيد که قرآن از آن، تربيت جسمي و مادي را اراده کرده است. از جمله در داستان موس ابن عمران از زبان فرعون آمده:
«قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فينا وَليدًا وَ لَبِثْتَ فينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ (شعرا، 18؛ آيا ما تو را در کودکي نپرورانديم و در ميان ما سالهايي از عمرت را به سر نبردي؟»
تنبيه
«تنبيه» در لغت به معني بيدار کردن، هوشيار ساختن، آگاه کردن کسي بر امري2 است. در اصطلاح عبارت است از: رفتاري که سبب ميشود رفتار نامطلوب در کودک يا تقويت منفي شده و يا کمتر و يا اصلاً تکرار نشود. به اين نوع رفتار، تنبيه بدني هم اطلاق ميگردد.
ناگفته پيداست که مراد از «تنبيه بدني» آن تنبيه بدني است که با هدف هدايت به سوي خوبي و ارزشها و جلوگيري از افتادن در چاهها و چالههاي ضلالت و گمراهي صورت گيرد.
بنابر اين معنا، ارتباط «تنبيه» با «تربيت» روشن ميگردد؛ زيرا مفهوم تنبيه با مفهوم تربيت هماهنگ خواهد شد که هر دو به هدف رشد دادن و يا فراهم کردن زمينه رشد: فکري و معنوي و مادي صورت ميگيرند. اما در عين حال بايد توجه و دقت نمود که آيا «تنبيه کودک» از منظر علمي و ايدئولوژي مکتبي جايگاه تربيتي مؤثر دارد يا خير؟
بجهت آنکه حقيقت بحث براي همگان چهرهنمايي نمايد بايد به بررسي و تحقيق اجمالي و کلي مطالب و عناوين ذيل پرداخت:
توجه اسلام به کودک و حقوق او
از آنجا که دين مقدس و حياتبخش اسلام، براي سلامت جامعه و رسيدن آن به کمالات مادي و معنوي توجه خاصي به خانواده و بخصوص کودک (که بخش خانواده را تشکيل ميدهد) دارد.
از توجه اسلام به کودک و حقوق او موارد فراواني را ميتوان اسم برد که ما در اينجا به ذکر دو مورد بسنده ميکنيم:
الف) توجه اسلام به حقوق اوليه کودک؛ که بر پدر است، انتخاب مادر شايسته براي کودک و انتخاب نام نيکو و نيز تلاش براي تربيت او چنانچه امام جعفر صادق(ع) ميفرمايد:
«و تَجِبُ لِلوَلَدِ عَلي وَالِدِهِ ثَلاثُ خِصالِ اِختِيارُهُ لِوَالِدَتِهِ وَ تَحسينِ اسمِهِ وَ المُبالِغَه فِي تَأديبِهِ؛ (بحار، ج 75، ص 236) حق فرزند بر پدر سه چيز است: مادر خوبي برايش انتخاب کند، نام خوبي برايش بگذارد و در ترتبيتش تلاش کند».
ب) توجه اسلام به مراحل رشد کودک؛ از ديدگاه اسلام، مراحل نخستين رشد انسان به سه مرحله تقسيم ميگردد: هفت سال اول زندگي، هفت سال دوم زندگي و هفت سال سوم زندگي.
آنگاه وظيفه والدين در قبال اين سه مرحله از مراحل رشد زندگاني فرزندان چيست بايد به دستور نبي مکرم اسلام عمل گردد که فرمود:
«اَلوَلَدَ سَيدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ وَ زيرٌٌ سَبْعَ سِنينَ؛ (مکارم الاخلاق، ص 255) فرزندان آدمي در هفت سال اول سيد و آقا است (بايد آزادي داد تا بازي کند). در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار است (بايد با آداب و اخلاق نيک تربيت کرد). و در هفت سال سوم وزير و مشاور خانواده ميباشد (بايد مشاور، ملازم و همراه خود قرار داد).
ناگفته پيداست که در اين دو مورد اسلام چگونه به کودک و حقوق او نظر و عنايتي دار؛ به گونهاي که در مورد اول قبل از به دنيا قدم گذاشتن کودک، پدر را به نام «انتخاب مادر شايسته» متوجه حقوق او ميسازد.
چنانچه در مورد دوم، چنان اهميت و احترام کودک را به پدر گوشزد ميسازد که او را در هفت سال اول سيد و سرور خوانده است.
جرم کودک از منظر قانون مجازات اسلام
با توجه به حقايقي که کذشت، ميتوان گفت: اسلام همواره با ديد رأفت، محبت و غماض و گذشت با کودک نگرسته و حتي در صورت ارتکاب جرم اين روش را به اجرا گذشته و او را از بزرگسالان جدا دانسته است که در اين راستا مواردي را در قانون مجازات اسلام از نظر ميگذرانيم:
در قانون مجازات اسلام، در حد زنا، فصل اول، ماده 64 آمده است: زنا در صورتي موجب حد ميشود که زاني يا زانيه بالغ، عاقل، مختار و به حکم و موضوع آن نيز آگاه باشد.
صاحب جواهر در کتاب «جواهر الکلام» در باب زنا، در شرايط تحقق زنا، بعد از آنکه علم به تحريم، عقل و اختيار را مطرح ميکند ميفرمايد: و اما بلوغ، هر دو اجماع (محصل و منقول) در تحقق اين شرط وجود دارد. (جواهر الکلام، ج 41، ص 261)
باز در قانون مجازات اسلام، در حد مکر، فصل دوم – شرايط حد مسکر – و در ماده 166 آمده است: حد مسکر بر کسي ثابت ميشود که بالغ، عاقل، مختار و آگاه در مسکر بودن و حرام بودن آن باشد.
صاحب جواهر در «جراهر الکلام» در باب سرقت، در شروطه تحقق حد سارق ميفرمايد: «الاول: البلوغ، فلو سرق الطفل لم يحد و ان کان يؤدب بمايراه الحاکم ...؛ (جواهر الکلام، ج 41، ص 476) شرط اول بلوغ است، بنابر اين اگر طفل و کودک سرقت کند حد سارق بر او جاري نميگردد، گرچه به اندازه که حاکم صلاح بداند تأديب ميگردد.
اينها نمونههايي است از لطف و رحمت اسلام نسبت به کودک که در موارد مهمي همچون: زنا، شرب خمر و سرقت که براي مرتکبين آنها مجازات سخت و شديدي معين کرده است؛ اما نسبت به کودک آن مجازات برداشته شده و فقط به تعزير و تأديب آن هم باصلاح ديد حاکم شرع (که به نفع خود کودک است) اکتفا کرده است.
اقسام تنبيه کودک
با روشن شدن ديدگاه اسلام دربارده کودک و حقوق او، اينک از تنبيه کودک و اقسام آن سخن خواهيم گفت.
با نگاه اولي و کلي، تنبيه کودک به تنبيه رواني و تنبيه بدني تقسيم ميگردد که هر کدام را به صورت اجمال مورد بررسي قرار خواهيم دارد.
تنبيه رواني کودک
تنبيه رواني کودک، داراي مصادق فراوانيست از جمله: فحش دادن يعني بد زباني و حرفهاي زشت و ناپسند را به کودک زدن، تحقير کردن، توهين کردن، سرزنش کردن، مقايسه کودکي به کودک ديگري، جدا کردن محل نشستن کودکي از کودکان ديگري و يا ترک کودک.
تنبيه جسمي کودک
تنبيه جسمي و بدني کودک عبارت است از: کتک زدن. آنگاه اين تنبيه باز بر دو قسم متصور است: يکي تنبيه جسمي بصورت خفيف و معمول همانند: يکي دو تا سيلي زدن و يا تازيانه زدني بدون در پي داشتن کبودي و جراحت بدن، يکي هم تنبيه جسمي بصورت افراط و غيرو معمول همچون کتک زدني که کبود شدن و جراحت بدن را به دنبال داشته باشد.
حکم اقسام تنبيه کودک
به مصادق تنبيه (آنچه مورد نظر ما بود) آشنا شديم. اکنون ميسزد که به حکم آنها از دو ديدگاه: روانشانسي و فقه اسلامي بپردازيم:
حکم تنبيه کودک از ديدگاه روانشاسي
روان شناسان با هر دو نوع تنبيه (تنبيه رواني و تنبيه جسمي) مخالفت ورزيده و در مورد آثار تنبيه رواني معتقدند: بچههايي که مورد توهين، تحقير و سرزنش قرار ميگيرند، در آينده از عزت نفس و اعتماد به نفس کمتري برخوردارند و به اين نتيجه ميرسند که وقتي ديگران براي آنها ارزشي قابل نيستند پس خودشان موجودات قابل احترامي نيستند.
همچنين درباره پيامدهاي تنبيه بدني و جسمي ميگويند: تحقيقات ثابت کرده است که کودکاني که بخصوص از ناحيه سر و صورت مورد ضرب و شستم قرار ميگيرند و يا سيلي ميخورند، در آينده افرادي خواهند بود، اثرات مخرب روانشناختي به ذهن و روان آنان تا پايان عمر باقي خواهند گذاشت. (دکتر کتايون خوشابي، فوق تخصصي روانشناسي کودکان و نوجوانان، از سايت اينترنتي آفتاب (aftab.ir) مقاله: آداب تنبيه کودک.
جان براد شاو در کتاب «من، کودک، من» مي نويسد: متأسفانه ضرب و شتم بدني زنان و کودکان ، رسم قديمي و جا افتاده است ما هنوز به تنبيه بدني معتقديم.
من نيز تا سه سال پيش تنبيه بدني را به گونه اي تعديل شده، قابل اغماض مي دانستم، در مورد اينکه : تازيانه زدن و تنبيه بدني تأثيرات جاني مداوم ندارند، هيچگونه مدرکي در دست نيست تنها در مواردي هنگام تازيانه خوردن، سيلي خوردن و تهديد شدن، کودک با تحريف شرايط، احساس مي کند که «مطرح است» علاوه براين کودکان شاهد خشونت نيز در واقع قربانيان خشونت هستند.
من هنوز هم وقتي به دوستم «مارشال» مي انديشم، نوعي واکنش فيزيکي در بدنم احساس ميکنم؛ زيرا در دبستان بارها شاهد اين صحنه بودم که راهبه معلم کنترل خود را از دست مي داد به صورت او سيلي مي زد.
«مارشال» کودک سرسختي بود و نياز به راهنمايي داشت. پدرش مرد الکلي خشني بود که دائماً او را کتک مي زد. اما من بخوبي بياد مي آورم که با هر ضربه راهبه معلم تکاني مي خوردم و بي اختيار خود را عقب مي کشيدم. بخوبي مي دانستم که ممکن است هر لحظه اين عمل در مورد من هم اجرا شود.
مدارسي که در آنها تنبيه بدني مجاز است اين امکان را به معلم مي دهد که در هر زماني کنترل خود را از دست بدهند و وحشيانه عمل کنند.
هيچگاه 30 سال بعد از آن روزها را فراموش نمي کنم، زماني که «مارشال» از بخش رواني بيمارستان ارتش با من تماس گرفت و از من خواست که درمورد اعتيادش به الکل، به او کمک کنم!
کجاست آن کودک معصومي که با حس فوق العاده بودن و منحصر به فرد بودن خود (غير قابل جايگزيني) پا به اين جهان گذاشته بود؟! (من – کودک – من، مترجم، دکتر داود محب علي، ص94).
راه کارهاي تنبيهي
از نظر روانشناسي راه ها و روشهاي مختلفي وجود دارد که مي توان به عنوان روشهاي تنبيهي استفاده کرد که يکي از شايعترين آنها، محروم کردن کودک از امتيازاتي که دارد، است مانند: گرفتن اسباب بازي دلخواه به مدت کوتاه، منع کردن از رفتن به پارک، منع کردن از رفتن به مهماني و...
البته اين نوع تنبيه با دو شرط اثر بخش تر خواهد بود. 1- مدت تنبيه کوتاه باشد؛ 2- تنبيه بلافاصله از رفتار نامطلوب صورت گيرد که هر تعداد فاصله زيادتر باشد اثر کمتر خواهد بود.
توصيه روانشناسان به والدين
روانشناسان ضمن آنکه نقش والدين را در رشد و سلامت کودک بسيار مؤثر دانسته مي گويند: اولياء بايد توجه داشته باشند که گاهي بچه هاي اختلالاتي دارند که به بروز رفتارهاي نامطلوب منجر مي شود، مانند، لجبازي سرکشي و پرخاشگري و....
اينها اختلالاتي است که نياز به تشخيص و درمان دارد که والدين مي توانند با برخورد سالم حل کنند که اگر طولاني شد بايد به روانشناسي ارجاع داد. (مدرک پيشين)
تنبيه کودک از منظرفقهي و حقوق اسلامي
اسلام اساس را نسبت به کودک، تکريم و محبت قرار داده اما در عين حال در نظام تربيتي آن، تنبيه نيز (با رعايت شرايط آن) امري مقبول و پذيرفته است.
ما در اينجا شرايط و حدود تنبيه را مطرح نموده و حقايق را از لابلاي آنها بدست خواهيم آورد.
شرايط و حدود تنبيه
ما، بر آنيم که: شرايط و حدود تنبيه را (به منظور بدست آوردن مشروعيت و تأثير گذاري آن) از طريق روايات و در موردي از ديدگاه فقهي حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و تحقيق قرار دهيم.
1- شناخت ميزان آمادگي کودک
ابتدا، بايد والدين (يا مربيان ديگري) ميزان آمادگي و اندازه فراگيري کودک را بشناسند که آيا آن کار و چيزي را که از او مي خواهند در حد استعداد و ظرفيت او هست يا نه، زيرا او بسياري از موضوعات اخلاقي و آداب اجتماعي و يا احکام ديني درست متوجه نشده و بسياري از خوبي ها و بديها را نمي فهمد و در اين صورت تنبيه کردن او به جهت ترک و رعايت نکردن آن کار، عاقلانه و مشروع نيست، چون او نمي داند که چرا تنبيه مي شود و چنين تنبيهي جز ايجاد تنفر و لجبازي در کودک ثمره ديگري ندارد.
پس بايد ميزان ظرفيت و استعداد کودک را شناخت و بر اساس آن سراغ تنبيه رفت.
يکي از روانشناسان مي گويد: «گاهي اوقات پيش از آنکه کودک معناي گناه را بفهمد او را تنبيه مي کنند، با اين ترتيب از اول تخم بدي را در دلش مي کارند و بعد از اينکه موجود شريري از آب در آمد، شکايت مي کنيم که چرا بايد اين طور باشد.» (ژان پياژ، استاد دانشگاه و عضو آکادمي فرانسه، پرورش کودک).
امام صادق(ع) مي فرمايد: حق تنبيه در جاي است که مربي نسبت به موضوع مورد نظر با شخص تحت تربيت خود سخن گفته و او را کاملاً توجيه کرده باشد ولي درباره کاري که امر و نهي قبلي در خصوص در خصوص آن صادر نشده و ناآگاهانه از او سر زده است چين حقي وجود ندارد. (وسايل الشيعه، ج18، ص582).
2- تنبيه بعد از عفو و تهديد
بر اساس روايتي از امام صادق(ع) مربي بايد قبل از «تنبيه» يکي دو بار عفو تهديد کرده باشد که اگر بعد از آن باز از او خلاف صادر شد آنگاه به تنبيه اقدام نمايند. (همان، ص522).
بدينسان اگر کودک آشنا باشد و هم از کيفر مسامحه و نافرماني در عين حق خود دانسته و آن بر او اثر خواهد گذاشت، اما در غير اين روش ممکن است او خود را مستحق تنبيه ندانسته و آن را در حق خود ظالمانه انگارد که در اين صورت تنبيه نه تنها اثر مطلوبي نخواهد داشت بلکه بر عکس نتيجه خواهد بخشيد.
3- کتک آخرين داروي علاج
همان گونه که در راه کارهاي تنبيهي روانشناسان گفتيم. تنبيه انواع مختلفي دارد که تنها در «کتک زدن» خلاصه نمي گردد: قطع رابطه، قهر موقت، جدا کردن کودک از آنچه مورد علاقه اوست، توبيخ و تهديد، تروشرويي و بي مهري از انواع تنبيه اند که به بسياري از اينها در روايات اشاره گرديده است. (وسايل الشيعه، ج11، ابواب الامر و النهي، باب 6 و 7).
از اين رو بايد گفت: کتک گرچه يکي از صورتهاي تنبيه بوده که ظرف خود خالي از فايده نيست، اما بايد دانست که با وجود راه هاي ديگري تنبيه استفاده از آن، تنها در صورتي مفيد است که چاره اي جز آن نباشد.
حدود شرعي تنبيه
دربرخي روايات سخن از تحديد و بيان تعداد مجاز ضرب در تنبيه بدني است و تجاوز از آن موجب قصاص و تلافي است (وسايل الشيعه، ج2، ص 582).
در اين راستا مي سزد که نظر فقهي و فتواي حضرت امام خميني (ره) را از طريق دو سوال که از محضر ايشان صورت گرفته اند، بدانيم:
سؤال اول
آيا جايز است پدرو مادر فرزندانشان را بدون دليل و از روي عصبانيت و بي حوصلگي کتک بزند، يا حق الناس بر گردنشان است؟
باسمه تعالي – جايز نيست ولي براي تأديب در حد متعارف که مجوب سرخي و سياهي و کبودي نشود جايز است.
سؤال دوم
اگر خاله، دايي، عمو، عمه، خواهر و برادر چنين کاري را انجام دهند، آن وقت چه صورت دارد؟
باسمه تعالي – جايز نيست (دفتر امام خميني(ره) بخش استفتاء به نقل از ره توشه راهيان نور، رمضان سال 1375، ص 318).
باز در تحرير الوسيله حضرت امام خميني (ره) آمده است که : ديه سيلي زدن به صورت به طوري که سياه گردد بدون آنکه صورت مجروح يا شکسته شود، 6 دينار (هر دينار يک مثال طلاست و هر مثقالي هجده نخود است) و اگر سبز (کبود) شود، بدون آنکه سياه گردد، 3 دينار و اگر سرخ شود 5/1 دينار است. و ديه کتک زدن به ساير نقاط بدن نصف ديه هاي قبلي است. پس چنانچه بدن سياه شود سه دينار و چنانچه سبز (کبود) گردد 5/1 دينار و در صورتي که سرخ شود 4/3 (سه چهارم) دينار است. و در اين ديه فرقي بين مردو زن و بين کوچک و بزرگ نيست. (تحرير الوسيله، ج2، ص 595، م4)
نتيجه
از آنچه که از نظر گذرانديم، بخوبي روشن مي گردد که از ديدگاه حقوق و فقه اسلامي، گرچه تنبيه بدني کردن والدين کودک شان را، گاهي در حدي که موجب سرخي، سياهي و کبودي بدن نگشته و آن هم در راستاي تربيت و هدايت آن في الجمله جايز دانسته شده است؛ اما در عين حال، خشونت والدين عليه کودک را مذموم دانسته و آن را مضر به تربيت و هدايت فرزند مي داند.
در مقابل واليدن را تشويق و ترغيب به مهر و محبت و نوازش کودک مي نمايد، تا آنجا که رسول خدا (ص) فرمود: «آن کسي که به کودکان رحم نمي کند و به بزرگسالان احترام نمي نمايد از ما نيست. (بحار، ج43، ص 282)
يا فرمود: «اَحِبُّوا الصِبيانَ وَ ارحَمُوهُم فَاِذا وَعَد تُموُهُم فَفُوا لَهُم...» (مکارم الاخلاق، ص 252، وسايل الشيعه، ج15، ص201).
باز آن حضرت فرمود: «مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ الله لَهُ حَسَنَةً» (همان، ص204)
* پی نوشتها:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- آيين تزکيه، محمد حسن رحيميان و محمد تقي رهبر، ص 20.
2- فرهنگ عميد و غيره، حرف ت.
متأسفانه گاه گاهي ديده ميشود: بعضي از پدران و مادران نسبت به فرزندانشان فقط و فقط حقوق خودشان را مينگرند و با اين باورند که: فرزند يعني خادم پدر و مادر و بس. اما آنان در قبال فرزندان شان چه مسئوليتي دارند. هيچ گونه توجه و دقتي در اين راستا ندارند.
در حالي که از نظر اسلام همان گونه که والدين بر اولاد حقوقي دارند، اولاد نيز بر والدين حقوقي همچون: انتخاب مادر شايسته، نام نيکو، آموزش خواندن و نوشتن، آموزش قرآن، انتخاب همسر و از همه قابل توجهتر، تربيت صحيح و ... دارند که بر آن دو تاست رعايت دقيق آنها.
ناگفته پيداست که بحث «تربيت» از مباحثي است که شاخهها و فروعات بسياري را در بر دارد که تحقيق و بررسي در هر زاويه آن مجال زيادي را ميطلبد. از آن فروعات بحث «روشها و شيوههاي تربيتي» است که والدين بايد در «تربيت» کودک و فرزندان خود از آن روشها بهره کامل گرفته و آنها را مورد عمل و دقت قرار دهند.
ما در اين مقاله و تحقيق بر آنيم که «تنبيه کودک توسط والدين» را (که في الجمله يکي از روشهاي تربيتي است) از نظر حقوق اسلام مورد تحقيق و بررسي قرار بدهيم.
ارتباط تنبيه با تربيت
اگر بخواهيم به ارتباط تنبيه با تربيت پي ببريم به ناگزير بايد نخست حقيقت اين دو واژه را مورد بررسي قرار بدهيم و آنگاه سخن از ارتباط اين دو به ميان آوريم.
تربيت
واژه «تربيت» مصدر باب تفعيل از ماده «ربي يربو» به معناي رشد است. پس «تربيت» يعني رشد دادن. در تعريف تربيت با مفهوم گسترده آن ميتوان گفت: «تربيت عبارت است از: رشد دادن و يا فراهم کردن زمينه رشد و شکوفايي استعدادها و به فعاليت رساندن قواي نهفته يک موجود.»
بنابر اين، تربيت به انسان اختصاص ندارد و در مورد هر موجودي که قابليت رشد داشته باشد، صادق است. هم چنان که هرگاه در مورد انسان به کار برده شود کليه ابعاد وجودي وي را نيز شامل ميگردد.1
از موارد استعمال اين واژه در قرآن چنين بر ميآيد که قرآن از آن، تربيت جسمي و مادي را اراده کرده است. از جمله در داستان موس ابن عمران از زبان فرعون آمده:
«قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فينا وَليدًا وَ لَبِثْتَ فينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ (شعرا، 18؛ آيا ما تو را در کودکي نپرورانديم و در ميان ما سالهايي از عمرت را به سر نبردي؟»
تنبيه
«تنبيه» در لغت به معني بيدار کردن، هوشيار ساختن، آگاه کردن کسي بر امري2 است. در اصطلاح عبارت است از: رفتاري که سبب ميشود رفتار نامطلوب در کودک يا تقويت منفي شده و يا کمتر و يا اصلاً تکرار نشود. به اين نوع رفتار، تنبيه بدني هم اطلاق ميگردد.
ناگفته پيداست که مراد از «تنبيه بدني» آن تنبيه بدني است که با هدف هدايت به سوي خوبي و ارزشها و جلوگيري از افتادن در چاهها و چالههاي ضلالت و گمراهي صورت گيرد.
بنابر اين معنا، ارتباط «تنبيه» با «تربيت» روشن ميگردد؛ زيرا مفهوم تنبيه با مفهوم تربيت هماهنگ خواهد شد که هر دو به هدف رشد دادن و يا فراهم کردن زمينه رشد: فکري و معنوي و مادي صورت ميگيرند. اما در عين حال بايد توجه و دقت نمود که آيا «تنبيه کودک» از منظر علمي و ايدئولوژي مکتبي جايگاه تربيتي مؤثر دارد يا خير؟
بجهت آنکه حقيقت بحث براي همگان چهرهنمايي نمايد بايد به بررسي و تحقيق اجمالي و کلي مطالب و عناوين ذيل پرداخت:
توجه اسلام به کودک و حقوق او
از آنجا که دين مقدس و حياتبخش اسلام، براي سلامت جامعه و رسيدن آن به کمالات مادي و معنوي توجه خاصي به خانواده و بخصوص کودک (که بخش خانواده را تشکيل ميدهد) دارد.
از توجه اسلام به کودک و حقوق او موارد فراواني را ميتوان اسم برد که ما در اينجا به ذکر دو مورد بسنده ميکنيم:
الف) توجه اسلام به حقوق اوليه کودک؛ که بر پدر است، انتخاب مادر شايسته براي کودک و انتخاب نام نيکو و نيز تلاش براي تربيت او چنانچه امام جعفر صادق(ع) ميفرمايد:
«و تَجِبُ لِلوَلَدِ عَلي وَالِدِهِ ثَلاثُ خِصالِ اِختِيارُهُ لِوَالِدَتِهِ وَ تَحسينِ اسمِهِ وَ المُبالِغَه فِي تَأديبِهِ؛ (بحار، ج 75، ص 236) حق فرزند بر پدر سه چيز است: مادر خوبي برايش انتخاب کند، نام خوبي برايش بگذارد و در ترتبيتش تلاش کند».
ب) توجه اسلام به مراحل رشد کودک؛ از ديدگاه اسلام، مراحل نخستين رشد انسان به سه مرحله تقسيم ميگردد: هفت سال اول زندگي، هفت سال دوم زندگي و هفت سال سوم زندگي.
آنگاه وظيفه والدين در قبال اين سه مرحله از مراحل رشد زندگاني فرزندان چيست بايد به دستور نبي مکرم اسلام عمل گردد که فرمود:
«اَلوَلَدَ سَيدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ وَ زيرٌٌ سَبْعَ سِنينَ؛ (مکارم الاخلاق، ص 255) فرزندان آدمي در هفت سال اول سيد و آقا است (بايد آزادي داد تا بازي کند). در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار است (بايد با آداب و اخلاق نيک تربيت کرد). و در هفت سال سوم وزير و مشاور خانواده ميباشد (بايد مشاور، ملازم و همراه خود قرار داد).
ناگفته پيداست که در اين دو مورد اسلام چگونه به کودک و حقوق او نظر و عنايتي دار؛ به گونهاي که در مورد اول قبل از به دنيا قدم گذاشتن کودک، پدر را به نام «انتخاب مادر شايسته» متوجه حقوق او ميسازد.
چنانچه در مورد دوم، چنان اهميت و احترام کودک را به پدر گوشزد ميسازد که او را در هفت سال اول سيد و سرور خوانده است.
جرم کودک از منظر قانون مجازات اسلام
با توجه به حقايقي که کذشت، ميتوان گفت: اسلام همواره با ديد رأفت، محبت و غماض و گذشت با کودک نگرسته و حتي در صورت ارتکاب جرم اين روش را به اجرا گذشته و او را از بزرگسالان جدا دانسته است که در اين راستا مواردي را در قانون مجازات اسلام از نظر ميگذرانيم:
در قانون مجازات اسلام، در حد زنا، فصل اول، ماده 64 آمده است: زنا در صورتي موجب حد ميشود که زاني يا زانيه بالغ، عاقل، مختار و به حکم و موضوع آن نيز آگاه باشد.
صاحب جواهر در کتاب «جواهر الکلام» در باب زنا، در شرايط تحقق زنا، بعد از آنکه علم به تحريم، عقل و اختيار را مطرح ميکند ميفرمايد: و اما بلوغ، هر دو اجماع (محصل و منقول) در تحقق اين شرط وجود دارد. (جواهر الکلام، ج 41، ص 261)
باز در قانون مجازات اسلام، در حد مکر، فصل دوم – شرايط حد مسکر – و در ماده 166 آمده است: حد مسکر بر کسي ثابت ميشود که بالغ، عاقل، مختار و آگاه در مسکر بودن و حرام بودن آن باشد.
صاحب جواهر در «جراهر الکلام» در باب سرقت، در شروطه تحقق حد سارق ميفرمايد: «الاول: البلوغ، فلو سرق الطفل لم يحد و ان کان يؤدب بمايراه الحاکم ...؛ (جواهر الکلام، ج 41، ص 476) شرط اول بلوغ است، بنابر اين اگر طفل و کودک سرقت کند حد سارق بر او جاري نميگردد، گرچه به اندازه که حاکم صلاح بداند تأديب ميگردد.
اينها نمونههايي است از لطف و رحمت اسلام نسبت به کودک که در موارد مهمي همچون: زنا، شرب خمر و سرقت که براي مرتکبين آنها مجازات سخت و شديدي معين کرده است؛ اما نسبت به کودک آن مجازات برداشته شده و فقط به تعزير و تأديب آن هم باصلاح ديد حاکم شرع (که به نفع خود کودک است) اکتفا کرده است.
اقسام تنبيه کودک
با روشن شدن ديدگاه اسلام دربارده کودک و حقوق او، اينک از تنبيه کودک و اقسام آن سخن خواهيم گفت.
با نگاه اولي و کلي، تنبيه کودک به تنبيه رواني و تنبيه بدني تقسيم ميگردد که هر کدام را به صورت اجمال مورد بررسي قرار خواهيم دارد.
تنبيه رواني کودک
تنبيه رواني کودک، داراي مصادق فراوانيست از جمله: فحش دادن يعني بد زباني و حرفهاي زشت و ناپسند را به کودک زدن، تحقير کردن، توهين کردن، سرزنش کردن، مقايسه کودکي به کودک ديگري، جدا کردن محل نشستن کودکي از کودکان ديگري و يا ترک کودک.
تنبيه جسمي کودک
تنبيه جسمي و بدني کودک عبارت است از: کتک زدن. آنگاه اين تنبيه باز بر دو قسم متصور است: يکي تنبيه جسمي بصورت خفيف و معمول همانند: يکي دو تا سيلي زدن و يا تازيانه زدني بدون در پي داشتن کبودي و جراحت بدن، يکي هم تنبيه جسمي بصورت افراط و غيرو معمول همچون کتک زدني که کبود شدن و جراحت بدن را به دنبال داشته باشد.
حکم اقسام تنبيه کودک
به مصادق تنبيه (آنچه مورد نظر ما بود) آشنا شديم. اکنون ميسزد که به حکم آنها از دو ديدگاه: روانشانسي و فقه اسلامي بپردازيم:
حکم تنبيه کودک از ديدگاه روانشاسي
روان شناسان با هر دو نوع تنبيه (تنبيه رواني و تنبيه جسمي) مخالفت ورزيده و در مورد آثار تنبيه رواني معتقدند: بچههايي که مورد توهين، تحقير و سرزنش قرار ميگيرند، در آينده از عزت نفس و اعتماد به نفس کمتري برخوردارند و به اين نتيجه ميرسند که وقتي ديگران براي آنها ارزشي قابل نيستند پس خودشان موجودات قابل احترامي نيستند.
همچنين درباره پيامدهاي تنبيه بدني و جسمي ميگويند: تحقيقات ثابت کرده است که کودکاني که بخصوص از ناحيه سر و صورت مورد ضرب و شستم قرار ميگيرند و يا سيلي ميخورند، در آينده افرادي خواهند بود، اثرات مخرب روانشناختي به ذهن و روان آنان تا پايان عمر باقي خواهند گذاشت. (دکتر کتايون خوشابي، فوق تخصصي روانشناسي کودکان و نوجوانان، از سايت اينترنتي آفتاب (aftab.ir) مقاله: آداب تنبيه کودک.
جان براد شاو در کتاب «من، کودک، من» مي نويسد: متأسفانه ضرب و شتم بدني زنان و کودکان ، رسم قديمي و جا افتاده است ما هنوز به تنبيه بدني معتقديم.
من نيز تا سه سال پيش تنبيه بدني را به گونه اي تعديل شده، قابل اغماض مي دانستم، در مورد اينکه : تازيانه زدن و تنبيه بدني تأثيرات جاني مداوم ندارند، هيچگونه مدرکي در دست نيست تنها در مواردي هنگام تازيانه خوردن، سيلي خوردن و تهديد شدن، کودک با تحريف شرايط، احساس مي کند که «مطرح است» علاوه براين کودکان شاهد خشونت نيز در واقع قربانيان خشونت هستند.
من هنوز هم وقتي به دوستم «مارشال» مي انديشم، نوعي واکنش فيزيکي در بدنم احساس ميکنم؛ زيرا در دبستان بارها شاهد اين صحنه بودم که راهبه معلم کنترل خود را از دست مي داد به صورت او سيلي مي زد.
«مارشال» کودک سرسختي بود و نياز به راهنمايي داشت. پدرش مرد الکلي خشني بود که دائماً او را کتک مي زد. اما من بخوبي بياد مي آورم که با هر ضربه راهبه معلم تکاني مي خوردم و بي اختيار خود را عقب مي کشيدم. بخوبي مي دانستم که ممکن است هر لحظه اين عمل در مورد من هم اجرا شود.
مدارسي که در آنها تنبيه بدني مجاز است اين امکان را به معلم مي دهد که در هر زماني کنترل خود را از دست بدهند و وحشيانه عمل کنند.
هيچگاه 30 سال بعد از آن روزها را فراموش نمي کنم، زماني که «مارشال» از بخش رواني بيمارستان ارتش با من تماس گرفت و از من خواست که درمورد اعتيادش به الکل، به او کمک کنم!
کجاست آن کودک معصومي که با حس فوق العاده بودن و منحصر به فرد بودن خود (غير قابل جايگزيني) پا به اين جهان گذاشته بود؟! (من – کودک – من، مترجم، دکتر داود محب علي، ص94).
راه کارهاي تنبيهي
از نظر روانشناسي راه ها و روشهاي مختلفي وجود دارد که مي توان به عنوان روشهاي تنبيهي استفاده کرد که يکي از شايعترين آنها، محروم کردن کودک از امتيازاتي که دارد، است مانند: گرفتن اسباب بازي دلخواه به مدت کوتاه، منع کردن از رفتن به پارک، منع کردن از رفتن به مهماني و...
البته اين نوع تنبيه با دو شرط اثر بخش تر خواهد بود. 1- مدت تنبيه کوتاه باشد؛ 2- تنبيه بلافاصله از رفتار نامطلوب صورت گيرد که هر تعداد فاصله زيادتر باشد اثر کمتر خواهد بود.
توصيه روانشناسان به والدين
روانشناسان ضمن آنکه نقش والدين را در رشد و سلامت کودک بسيار مؤثر دانسته مي گويند: اولياء بايد توجه داشته باشند که گاهي بچه هاي اختلالاتي دارند که به بروز رفتارهاي نامطلوب منجر مي شود، مانند، لجبازي سرکشي و پرخاشگري و....
اينها اختلالاتي است که نياز به تشخيص و درمان دارد که والدين مي توانند با برخورد سالم حل کنند که اگر طولاني شد بايد به روانشناسي ارجاع داد. (مدرک پيشين)
تنبيه کودک از منظرفقهي و حقوق اسلامي
اسلام اساس را نسبت به کودک، تکريم و محبت قرار داده اما در عين حال در نظام تربيتي آن، تنبيه نيز (با رعايت شرايط آن) امري مقبول و پذيرفته است.
ما در اينجا شرايط و حدود تنبيه را مطرح نموده و حقايق را از لابلاي آنها بدست خواهيم آورد.
شرايط و حدود تنبيه
ما، بر آنيم که: شرايط و حدود تنبيه را (به منظور بدست آوردن مشروعيت و تأثير گذاري آن) از طريق روايات و در موردي از ديدگاه فقهي حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و تحقيق قرار دهيم.
1- شناخت ميزان آمادگي کودک
ابتدا، بايد والدين (يا مربيان ديگري) ميزان آمادگي و اندازه فراگيري کودک را بشناسند که آيا آن کار و چيزي را که از او مي خواهند در حد استعداد و ظرفيت او هست يا نه، زيرا او بسياري از موضوعات اخلاقي و آداب اجتماعي و يا احکام ديني درست متوجه نشده و بسياري از خوبي ها و بديها را نمي فهمد و در اين صورت تنبيه کردن او به جهت ترک و رعايت نکردن آن کار، عاقلانه و مشروع نيست، چون او نمي داند که چرا تنبيه مي شود و چنين تنبيهي جز ايجاد تنفر و لجبازي در کودک ثمره ديگري ندارد.
پس بايد ميزان ظرفيت و استعداد کودک را شناخت و بر اساس آن سراغ تنبيه رفت.
يکي از روانشناسان مي گويد: «گاهي اوقات پيش از آنکه کودک معناي گناه را بفهمد او را تنبيه مي کنند، با اين ترتيب از اول تخم بدي را در دلش مي کارند و بعد از اينکه موجود شريري از آب در آمد، شکايت مي کنيم که چرا بايد اين طور باشد.» (ژان پياژ، استاد دانشگاه و عضو آکادمي فرانسه، پرورش کودک).
امام صادق(ع) مي فرمايد: حق تنبيه در جاي است که مربي نسبت به موضوع مورد نظر با شخص تحت تربيت خود سخن گفته و او را کاملاً توجيه کرده باشد ولي درباره کاري که امر و نهي قبلي در خصوص در خصوص آن صادر نشده و ناآگاهانه از او سر زده است چين حقي وجود ندارد. (وسايل الشيعه، ج18، ص582).
2- تنبيه بعد از عفو و تهديد
بر اساس روايتي از امام صادق(ع) مربي بايد قبل از «تنبيه» يکي دو بار عفو تهديد کرده باشد که اگر بعد از آن باز از او خلاف صادر شد آنگاه به تنبيه اقدام نمايند. (همان، ص522).
بدينسان اگر کودک آشنا باشد و هم از کيفر مسامحه و نافرماني در عين حق خود دانسته و آن بر او اثر خواهد گذاشت، اما در غير اين روش ممکن است او خود را مستحق تنبيه ندانسته و آن را در حق خود ظالمانه انگارد که در اين صورت تنبيه نه تنها اثر مطلوبي نخواهد داشت بلکه بر عکس نتيجه خواهد بخشيد.
3- کتک آخرين داروي علاج
همان گونه که در راه کارهاي تنبيهي روانشناسان گفتيم. تنبيه انواع مختلفي دارد که تنها در «کتک زدن» خلاصه نمي گردد: قطع رابطه، قهر موقت، جدا کردن کودک از آنچه مورد علاقه اوست، توبيخ و تهديد، تروشرويي و بي مهري از انواع تنبيه اند که به بسياري از اينها در روايات اشاره گرديده است. (وسايل الشيعه، ج11، ابواب الامر و النهي، باب 6 و 7).
از اين رو بايد گفت: کتک گرچه يکي از صورتهاي تنبيه بوده که ظرف خود خالي از فايده نيست، اما بايد دانست که با وجود راه هاي ديگري تنبيه استفاده از آن، تنها در صورتي مفيد است که چاره اي جز آن نباشد.
حدود شرعي تنبيه
دربرخي روايات سخن از تحديد و بيان تعداد مجاز ضرب در تنبيه بدني است و تجاوز از آن موجب قصاص و تلافي است (وسايل الشيعه، ج2، ص 582).
در اين راستا مي سزد که نظر فقهي و فتواي حضرت امام خميني (ره) را از طريق دو سوال که از محضر ايشان صورت گرفته اند، بدانيم:
سؤال اول
آيا جايز است پدرو مادر فرزندانشان را بدون دليل و از روي عصبانيت و بي حوصلگي کتک بزند، يا حق الناس بر گردنشان است؟
باسمه تعالي – جايز نيست ولي براي تأديب در حد متعارف که مجوب سرخي و سياهي و کبودي نشود جايز است.
سؤال دوم
اگر خاله، دايي، عمو، عمه، خواهر و برادر چنين کاري را انجام دهند، آن وقت چه صورت دارد؟
باسمه تعالي – جايز نيست (دفتر امام خميني(ره) بخش استفتاء به نقل از ره توشه راهيان نور، رمضان سال 1375، ص 318).
باز در تحرير الوسيله حضرت امام خميني (ره) آمده است که : ديه سيلي زدن به صورت به طوري که سياه گردد بدون آنکه صورت مجروح يا شکسته شود، 6 دينار (هر دينار يک مثال طلاست و هر مثقالي هجده نخود است) و اگر سبز (کبود) شود، بدون آنکه سياه گردد، 3 دينار و اگر سرخ شود 5/1 دينار است. و ديه کتک زدن به ساير نقاط بدن نصف ديه هاي قبلي است. پس چنانچه بدن سياه شود سه دينار و چنانچه سبز (کبود) گردد 5/1 دينار و در صورتي که سرخ شود 4/3 (سه چهارم) دينار است. و در اين ديه فرقي بين مردو زن و بين کوچک و بزرگ نيست. (تحرير الوسيله، ج2، ص 595، م4)
نتيجه
از آنچه که از نظر گذرانديم، بخوبي روشن مي گردد که از ديدگاه حقوق و فقه اسلامي، گرچه تنبيه بدني کردن والدين کودک شان را، گاهي در حدي که موجب سرخي، سياهي و کبودي بدن نگشته و آن هم در راستاي تربيت و هدايت آن في الجمله جايز دانسته شده است؛ اما در عين حال، خشونت والدين عليه کودک را مذموم دانسته و آن را مضر به تربيت و هدايت فرزند مي داند.
در مقابل واليدن را تشويق و ترغيب به مهر و محبت و نوازش کودک مي نمايد، تا آنجا که رسول خدا (ص) فرمود: «آن کسي که به کودکان رحم نمي کند و به بزرگسالان احترام نمي نمايد از ما نيست. (بحار، ج43، ص 282)
يا فرمود: «اَحِبُّوا الصِبيانَ وَ ارحَمُوهُم فَاِذا وَعَد تُموُهُم فَفُوا لَهُم...» (مکارم الاخلاق، ص 252، وسايل الشيعه، ج15، ص201).
باز آن حضرت فرمود: «مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ الله لَهُ حَسَنَةً» (همان، ص204)
* پی نوشتها:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- آيين تزکيه، محمد حسن رحيميان و محمد تقي رهبر، ص 20.
2- فرهنگ عميد و غيره، حرف ت.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:27 توسط یاسر رحیمی لهی
|