جزوه مباحث اصول3جلسه2و3
جلسه دوم:
استحصاب از اصول عملیه است و مجرای آن حصر عقلی است و در قسمت مستوفات قرار دارد. (چون بین نفی و اثبات است.)
تعریف اصول عملیه:
اصول عملیه وظائفی هستند که از طرف قانون گذار برای مجتهد مأیوس از مجاری دیگر، وضع شده است.
*در استصحاب حالت سابقه در نظر گرفته می شود.
ادله استصحاب:
عمدتاً روایات وارد شده بر حجیت استصحاب است.
روایت اول:
صحیحه زراره(مضمره نیست، این روایت صحیحه و مسند است.)؛
زراره از حضرت امام صادق(ع) می پرسند: کسی که وضو گرفته، آیا چرت زدن وضوی او را باطل می کند؟
حضرت امام صادق(ع) فرمودند: بعضی وقت ها چشم می خوابد ولی گوش و قلب نمی خوابد بنابراین مرتبه ای که گوش هم بخوابد ناقض وضو است پس اگر فقط چشم بخوابد از بین برنده وضو نیست.
زراره گفت: چیزی پیش این فرد تکان می خورد و او نمی فهمد.
امام(ع) فرمودند: خیر باید یقین پیدا کند که خوابیده است والا تا یک امر یقینی نیاید، وضوی او باطل نمی شود.(حجیت استصحاب) اساسا یقین را شک نمی تواند از بین ببرد، مگراینکه یقین دیگری بر خلاف آن بیاید.
این روایت گویا است و مبنی بر این است که استصحاب حجت است.
علما در مورد استصحاب نظرات مختلفی دارند: آخوند در شرایع می گوید: استصحاب ارتکاز عقلی است. شیخ انصاری(ره) می گویند: حتی حیوانات نیز اینگونه هستند.(اساساً شرع مقدس یک کلی داده است و وقتی یقین سابق را دارید و سپس شک در بقاء می کنید باید بر یقین سابق عمل کنید.)
روایت دوم:
صحیحه زراره: قال قلت له(زراره از امام صادق(ع) نقل می کند.):
زراره می گوید: پیراهنم با نجاستی برخورد کرد، جای آن را نشانه گذاشتم، تا اینکه من به آب برسم وقت نماز رسید، یادم رفت و من با لباس نجس نماز خواندم، حال نمازم را باید اعاده کنم؟
امام(ع) جواب دادند: نماز باطل است و همان جایی را که نشانه گذاشتی تطهیر کن.
زراره می گوید: حال اگر من جای آن را پیدا نکردم وقتی می دانم نجس است، جست و جوی نجاست را کردم و پیدایش نکردم و نماز را خواندم پیدایش کردم، حال چه کنم؟
امام(ع) فرمودند: آن جایی را که نجس است را پاک کن و دوباره نماز بخوان.
قلت: زراره دوباره گفت: گمان می کردم که نجاستی به پیراهن من وارد شده است، جست و جو کردم چیزی پیدا نکردم، نماز خواندم بعد از نماز پیدایش کردم، حال چه کنم؟
امام(ع) فرمودند: نجاست را بشور ولی نماز را اعاده نکن.(حجیت استصحاب)
زراره جواب داد: چرا اعاده نماز لازم نیست؟
امام(ع) فرمودند: چون تو قبلاً یقین داشته ای و بعد شک کرده ای و صحیح نیست شک لاحق را به یقین سابق ترجیح دهی.
و....(روایت در اینجا ادامه پیدا می کند.)
روایت سوم:
صحیحه زراره؛ زراره از امام صادق(ع) می پرسند: حال اگر کسی نماز چهار رکعتی می خواند و شک می کند بین سه و چهار، حال چه کند؟
امام(ع) جواب می دهند: بلند شود و یک رکعت دیگر بخواند و نمازش دیگر صحیح است. اساساً اگر شک کند بین سه و چهار باید بنا را بر چهار بگذارد.(قاعده بنا بر اکثر)
جلسه سوم:
روایت سوم(متن کامل آن در کتاب استصحاب آیت الله بجنوردی آمده است.): می توان گفت که دراینجا استصحاب آورده نشده است. در این جا قاعده بنابراکثر جاری می شود. آیا این روایت با روایات قبلی تعارض دارد یا خیر؟
البته اگر بر اصل بنابر اکثر بگیریم یک مقداری اشکال دارد.
اگر شک داشتم که آیا چهارمی را خواندم یا خیر؟ در اینجا باید قاعده بنابراکثر جاری کنم.
در صورتیکه یقین داریم که سه رکعت اول را خوانده ایم و شک در خواندن رکعت چهارم داریم در اینجا قاعده بنابراکثر می گوید که سلام باید بدهد. بعد از فراغت نماز یک رکعت احتیاطا می خوانیم به عنوان صلاه احتیاط که امام(ص) فرمود: اگر در حاق واقع چهار رکعت خوانده بودید این یک رکعت نافله می شود و اگر در حاق واقع سه رکعت آورده بودید این رکعت تتمیم مانقص است.
این روایت را شیخ انصاری می گوید: اعتبار در حجیت استصحاب ندارد.
روایت چهارم(متن کامل آن در کتاب استصحاب آیت الله بجنوردی آمده است.):
استصحاب: عبارت است از شک لاحق و یقین سابق. بعد وقتی که من به یک حکمی و یا یک موضوع ذی حکمی شک کردم و یقین سابق داشتم، در این استصحاب می گوید: اعتنا بر شک نکن و به یقین سابقت عمل کن.
شک ساری: در اینجا یک قاعده یقینی پیش می آید: من یقین داشتم که دیروز شما مالک این کتاب بوده اید، امروز یقین به عدم دارم، نسبت به دیروز و شک در امروز، الان من یقین دارم دیروز مالک بودیم و امروز شک کنم که دیروز مالک بوده ام یا خیر؟ شک یقین دیروز را می شکند.
در استصحاب زمان متیقن و زمان مشکوک باید دوتا باشد، زمان مشکوک متاخر باشد و زمان یقین سابق باشد. شک و یقین باید فعلی باشد.
در شک ساری زمان متیقن و زمان مشکوک یکی است ولی زمان یقین و شک دوتاست. معنایش این است که متیقن دیروز از بین رفته است، چون شک سرایت می کند به متیقن سابق.
فرق جوهری بین استصحاب و قاعده یقین:
در استصحاب زمان یقین و شک در یک زمان است اما متیقن و مشکوک در دو زمان است. الان شک دارم که امروز ظرف پاک است یا خیر؟ یقین و شک باید فعلی باشد.
در قاعده یقین زمان متیقن و مشکوک یکی است اما زمان یقین و شک دوتاست. دیروز یقین داشتم که پاک است امروز شک دارم که دیروز پاک بود یا خیر؟
تنبیه اول: یقین و شک در استصحاب باید فعلی باشد نه تقدیری مثال: دیروز وضو داشتم بعد رفتم تطهیر کردم بعد توجه اصلا نداشتم رفتم نماز خواندم، الان بعد از نماز شک می کنم که آیا وضو گرفتم یا خیر؟ ما اگر یقین و شک را در استصحاب فعلی بدانیم یعنی اگر همان وقت متوجه می شدم که آیا وضو گرفته ام یا خیر؟ در همان وقت استصحاب حدث می کردم و باید می رفتم وضو می گرفتم. حال که زمانش تمام شده است و می گویم اگر ... . ما می گوییم در باب استصحاب شک و یقین باید فعلی باشد.
ثمره آن : ما اگر تقدیری می گرفتیم استصحاب حدث می گرفتیم نماز باطل می شد و دوباره باید وضو می گرفتیم و نماز می خواندیم. در اینجا که تقدیری است فعلا استصحاب حدث نمی کنیم ، بنده نماز خوانده ام حال قاعده فراغ می گوید باید بنا را بر صحت گذاشت. چیزی که هست بسیاری می گویند قاعده فراغ اصل عملی و تنزیلی است برای نماز جاری نمی شود. استاد می گوید: قاعده فراغ اماره و حجت است و اصل عملی نیست. در فتوا عوض می شود.
فرق اصل عملی و اماره: در اصل عملی موضوع آن ایهاالشاک است و صرفا یک وظیفه عملی است در مقام شک و هیچ گونه اماره ای نیست.
اماره اساسا هر چیزی است که افاده ظن نوعی کند یعنی برای غالب مردم ظنی و گمان آور باشد وقتی هرچیزی گمان آور باشد برای مردم شارع می آید تتمیم کشف می کند در عالم اعتبار تشریعی یعنی آن کاشفیت را تتمیم می کند. جعل حجیت می کند.
اساسا هرکس که دارد نماز می خواند یا وضو می گیرد، اجزاء و شرایط و موانع را بلد است. دوما آن فرد، در مقام اطاعت است می خواهد کاری کند که امر وضو و صلاه از او ساقط شود. اگر احتمال دهد که خطا کرده، اصول عقلایی می گوید اصاله عدم الخطا، اصاله عدم الاشتباه. پس طبیعتا تام الاجزائ و شرایط می کند. پس افاده ظن نوعی می کند و شارع نماز اشتباه او را تتمیم کشف می کند. نتیجتا قاعده فراغ یا قاعده تجاوز، اماره است چون درآن می توان تتمیم کشف کرد. وقتی که اماره می دانیم مجددا لازم نیست دوباره وضو بگیرد.